با وجود روشن بینی در عصر حاضر بیشتر مردم می پندارند که سلامتشان متکی به منشایی بیرون از خودشان است : متکی به استادی معنوی یا پزشکی متخصص . با اینکه متخصصان به آن افراد گوشزد می کنند که هر گونه درمان به منظور فعال ساختن سلامت از درون خود آنهاست ، باز گوش این افراد بدهکار نیست .
بیشتر مردم هنوز به راز کهن شفا پی نبرده اند ، به این راز که سلامت - خواه سلامت جسمانی و خواه سلامت ذهنی - اساسآ کاری درونی است . به هنگام بیماری، درمان هر اندازه نیز که موفقیت امیز باشد شخص باز هم بارها وبارها بیمار می شود ، زیرا به علت بیماری خود اندیشه ها واحساس های بیمار گونه اش درباره ی خویشتن و دیگر کائنات و جهانی که در ان زندگی می کند پی نبرده است . این اندیشه های بیمارگونه ، نیروی زندگی را در وجودش به بند می کشاند و سبب ( بیم - اری ) می شود .
بقراط حکیم یونانی ۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح نوشت : ادمیان باید بدانند که شادمانی ها و خنده ها و خوشیهایشان وهمچنین اندوه ها و دردها و ناخوشیهایشان زاییده ی سرشان و تنها زاییده ی سرشان است .